پردیس بلاگX
بانک خجالت ...
وب نوشت های یک مهندس کامپیوتر
اگر یادتان بود و باران گرفت دعایی به حال (من) بیابان کنید...
شنبه 2 مرداد 1389
بانک خجالت ...

 

رکود اقتصادی که شاخ و دم نداره که .

وقتی وضعیت نابسامان اقتصادی بیداد می کنه. وقتی مدیریت غلط دولتی کاملا مشهوده حالا هی بهونه بیاریم و توجیح کنیم که مثلا چی رو ثابت کنیم.

در این آشفته بازار بی پولی که تقریبا بازار و کسبه به حالت تعلیق در اومدن و به قول بچه ها مگس می پرونن، هر از چندگاهی شاهد صحنه هایی هستیم که آدم شاخ در میاره. اصلا در نوع خودشون شاهکارند.

چند روز پیش یه چک 650 هزار تومانی بانک تجارت داشتم که رفتم پولش کنم ، پس از مشقت های فراوان چک رو که پشت نویسی کردم و تحویل متصدی بانک دادم، خانمه با اعتماد بنفس تمام برگشت گفت این همه پول نداریم الان بهتون بدیم، یه لحظه جا خوردم و گفتم نکنه چکم 650 میلیونه!!!؟؟؟؟

بعدش متوجه شدم که نه بابا این بخت برگشته ها واقعا تو بانک پول ندارن. پرسیدم : "جقدر باید منتظر بشم؟". گفت: "معلوم نیست! فردا، شاید هم ...". فهمیدم، منظورش این بود که این قدر وایسا تا علف زیر پات سبز بشه. گفتم: " خانم بهتر اسم بانک تونو عوض کنید بذارید بانک خجالت"

قبلا ها وقتی از کسی چکی می گرفتیم باید خداخدا می کردیم چک پول بشه یا اگه نمی شد با هزار خواهش و تمنا و تهدید و دوز و کلک باید پول رو می گرفتیم، حالا اگه موفق بشی اون هفت خوان رو بگذرونی پول گرفتن از بانک میمونه که دیگه اگه نیست یعنی نیست شوخی بردار هم نیست.

باصطلاح باید رونالدو رو ول کنیم، غضنفر رو بچسبیم.